پاى من گرچه در بند زمین است، اما دلم در هواى توست. از وراى زمان و مکان تو را مىجویم، هرچند که تو با منى، مانند حضور نور، هوا، آب؛ اما خوشا روزى که هلال رخسار تو بدر کامل گردد. زمین اگرچه گرد خورشید مىچرخد، اما روح آن را مدارى است که گرد تو مىگردد.
مولاى من! هر مظلومى که در زیر چکمه ستم کارى جان مىسپارد، نام تو بر لب دارد و تنها تویى که فریادرسى و بس؛ هرجا حق و عدالت در معرض تجاوز و ستم قرار گرفت من رداى مقاومت بر تن نموده و بر پیشانى بند اندیشهام «یا مهدى» را حک مىکردم.
اى نابترین اندیشه راهنماى من به سوى کمال!
اى رهاننده من از بندهاى اسارت زمان!
اى مدافع راستین تمامى حقوق من!
و اى فریادرس مظلومان بر خون نشسته!
من در اندیشه تواَم.