مردم دشمن آنند که نمى‏دانند . [نهج البلاغه]

 

پاى من گرچه در بند زمین است، اما دلم در هواى توست. از وراى زمان و مکان تو را مى‏جویم، هرچند که تو با منى، مانند حضور نور، هوا، آب؛ اما خوشا روزى که هلال رخسار تو بدر کامل گردد. زمین اگرچه گرد خورشید مى‏چرخد، اما روح آن را مدارى است که گرد تو مى‏گردد.

مولاى من! هر مظلومى که در زیر چکمه ستم کارى جان مى‏سپارد، نام تو بر لب دارد و تنها تویى که فریادرسى و بس؛ هرجا حق و عدالت در معرض تجاوز و ستم قرار گرفت من رداى مقاومت بر تن نموده و بر پیشانى بند اندیشه‏ام «یا مهدى» را حک مى‏کردم.

اى ناب‏ترین اندیشه راهنماى من به سوى کمال!

اى رهاننده من از بندهاى اسارت زمان!

اى مدافع راستین تمامى حقوق من!

و اى فریادرس مظلومان بر خون نشسته!

من در اندیشه تواَم.